فراموشي

فراموشی به این اسونیا نیست
امید من دلم از تو جدا نیست
میخوام تو یاد من عشقت بمیره
ولی از قلب من مهرت رها نیست
دارم اتیش میگیرم از جدایی
ولی هیشکی به فکر قلب ما نیست
همه دنیا میدونن این حدیثو
که آرامش برای عاشقا نیست
+ نوشته شده در یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 23:50  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
شايد كسي را كه با او خنديده باشي فراموش كني،
ليك كسي را كه با او گريه كرده اي،
هرگز فراموش نخواهي كرد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 1:29  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
سخن گفتن به موقع و سکوت نمودن به موقع نشانه عقل است. سقراط
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نگاه آدمهای کوچک ، چه زود پر می شود و لبریز . ارد بزرگ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاد ماندن به هنگامیکه انسان در گیرودار کارهای ملال آور و پر مسئولیت است ، هنر کوچکی نیست. نیچه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
همه میخواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند. تولستوی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مهم ترین نکته این است: در هر لحظه قادر باشیم آنچه را که هستیم به خاطر آنچه می توانیم بشویم قربانی کنیم . چارلز دیوبولیس
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با مرگ هر دوست … جزیی از وجود من نیز دفن میشود … ولی سهم آنان در خوشیها و لذتهایم ، مرا وا میدارد تا در این دنیای فانی باقی بمانم . هلن کلر
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد . ارد بزرگ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فقط کارهای جسورانه به حساب می آیند . اسکاول شین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقیتی است که باید آن را تجربه کرد . سورن کی یر کگارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیدهدم یا هنگام غروب که نور و ظلمت بهم آمیخته است بالفشانی میکند . فرانسیس بیکن
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 21:25  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
اگـر ماه بودم، به هـرجا كه بودم / سـراغ تو را از خـدا مي گـرفتم.
وگـر سنگ بودم، به هـرجا كـه بودي / سـر رهگـذار تو جـا مي گـرفتم.
اگـر ماه بودي، به صـد نـاز، شايـد / شبـي به لب بـام من مي نشسـتي.
وگـر سنـگ بـودي، به هـرجا كـه بودم / مـرا مي شكستي،
مـرا مي شكستي
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 22:21  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
درسته اين مطلب ربطي به اين وبلاگ نداره ولي ميدونم همه دوسش دارن خودمم همينطور




واين هم مدل افسانه اي رونتون



اميدوارم خوشتون بياد
نظر يادتون نره لطفا...
+ نوشته شده در سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 18:41  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
می دونی طاقت جدایی رو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم
می خوام که نری تو از کنارم ازت زیاد خا طره دارم
می خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سا یه سارم
هر جا بری من دوست می دارم از عا شقای این دیارم
به یاد شبای زیر بارون که خیس می شد تموم سرو پاهامون
شبا همش من خواب تو رو می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم
می دونی طاقت جدایی رو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم
می خوام که نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم
از عا شقای این دیارم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 17:33  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|

گفتم که رفتنت یه روزقاب دلم رو می شکنه گفتی که این بخت تو بود تقد یر تو شکستنه
هر وقت که با رون می زنه تو رو کنا رم می بینم حس می کنم بیش منی هنوزم عا شق ترینم
گفتم بمون اون روز می یا د غصه ها مون تموم می شه گفتی اگه با هم با شیم لحظه ها مون حرو م می شه
هر وقت که با رون می زنه تو رو کنا رم می بینم حس می کنم پیش منی هنوزم عا شق ترینم
وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگا ری خراب شد و دلم شکست
سا ز من زا نوی غم بغل گرفت رفت وکز کرد گوشه اتاق نشست
هر وقت که بارون می زنه تورو کنارم میبینم حس میکنم پیش منی هنوزهم عاشق ترینم
هنوزهم عاشق ترینم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 17:27  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|

تو ماندگار ی در دلم میدانمت میدانمت
ای همه وجود من نبود تو نبود من
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم....................
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 22:2  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|

هروقت كه دل كسي را شكستيد روي ديوار ميخي بكوب تا ببيني كه چقدر دل شكستي هروقت كه دلشان را بدست آوردي ميخي را از روي ديوار بكن تا ببيني كه چقدر دل بدست آوردي اما چه فايده كه جاي ميخ ها بر روي ديوار مي ماند.
..
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 0:57  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
سر کلاس ادبیت معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن
رفتم , رفتی , رفت
ساکت می شوم , می خندم و خنده ام تلخ می شود
استاد داد میزند : خوب بعد ؟
و من می گویم : رفت , رفت , رفت , رفت و دلم شکست ......
غم رو دلم نشست .....
رفت شادیم مرد ..... , ... شور را از دلم ببرد
رفت .... رفت و من میخندم و می گویم خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کارم از گریه گذشته به ان میخندم ....
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 19:52  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست " بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست "
پرواز عجب عادت خوبي ست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست
تو رفتي خدا پشت و پنا هت
بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 13:42  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|

دوست دارم همراه نسيم بر روي جنگل پرواز كنم
.
آنقدر به درختان نزديك بشم كه تماس لبان بيد مجنون بر روي گيسوانم را حس كنم
.
نه....دوست دارم همراه آخرين شن به ته دريا بروم و بوسه اي از لبان دريا بر دارم
...
اما نه.....!دوست دارم همراه قطرات باران بر سينه ستبر زمين بوسه بزنم
..
يا گرمي لبان غنچه نشكفته شقايق را در دل يك دشت حس كنم
..
تا شايد به ياد بياورم طعم بوسه خداحافظي تو را
....!
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:45  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
دیگه رو شونه های من جای نمونده واسه تو
همین الان میخوام بگم از جلوی چشام برو
بزار دیگه تنها بشم تو سرزمین بی کسی
دیگه نمی خوام که بگم برای من مقدسی
رنگ چشای روشنت مثل ستاره تو شبه
این دل بی قرار من واسه نگاهت می تپه
اما دیگه نمی تونم یه لحظه این جا بمونم
می خوام تا اخرین نفس شعرای غمگین بخونم
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:5  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
مي رسد روزي كه بي من روزها رو سر كني
مي رسد روزي كه مرگ رو باور كني
مي رسد كه تنها در كنار قبر من شعرهاي كهنه ام رامو به مو از بر كني
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 19:59  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
سیب سرخی را به من بخشید و رفت
ساقه سبز دلم را چید و رفت
عاشقی های مرا باور نکرد
عاقبت بر عشق من خندید و رفت
عشق در چشمان سر دم حلقه زد
ب
ی مروت گریه ام را دید و رفت
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 15:7  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
گفتم که رفتنت یه روزقاب دلم رو می شکنه گفتی که این بخت تو بود تقد یر تو شکستنه
هر وقت که با رون می زنه تو رو کنا رم می بینم حس می کنم بیش منی هنوزم عا شق ترینم
گفتم بمون اون روز می یا د غصه ها مون تموم می شه
گفتی اگه با هم با شیم لحظه ها مون حرو م می شه
هر وقت که با رون می زنه تو رو کنا رم می بینم
حس می کنم پیش منی هنوزم عا شق ترینم
وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگا ری خراب شد و دلم شکست
سا ز من زانوی غم بغل گرفت رفت وکز کرد گوشه اتاق نشست
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 14:16  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
امروز
...... روز تولد كسيه كه باعث شد اين وبلاگ رو درست كنم ......
...... درسته كه نامردي كرد ولي بازم دوسش دارم و بيادش......
...::::: نسيم جان تولدت مبارك :::::.....
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 14:1  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
ستاره ها را میبینم
هر شب
با اینکه دورند
و تو را در روز هم
نمیبینم
کاش ستاره بودی
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:54  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
خیلی سخته که ناخواسته ازکسی
که دوستش داری جدا شی و اون موقع خواسته باشی که بهش
بفهمونی که همیشه بر خاطرات غبار نمیشنه
خیلی سخته که تنها شماره تلفنی که تو ذهنت حک شده، داشته
باشی؛ولی نتونسته باشی که با اون شماره تماس بگیری
خیلی سخته که کسی رو دوست داشته باشی؛ولی نتونسته باشی
بهش بگی
خیلی سخته که تو اوج تنهائی بغض گلوت رو گرفته باشه؛ولی
نخواهی که کسی از این موضوع خبردار شه.
خیلی سخته که آینده ات رو در گرو رسیدن به کسی دونسته
باشی؛ولی نتونسته باشی بهش برسی
خیلی سخته که آدمی روحتی یه بار دل سیر ندیده باشی و فقط تو خواب ببینی
و بعد هم بهش بگی که عاشقش شدی واون هم
خواسته باشه که حرفهات رو باور کنه.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:23  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
تا حالا شده عاشق بشي ولي دلت نخواد كه بدونه؟؟
تا حالا شده تموم شب گريه كني بدون اينكه بدوني چرا؟؟؟
دلت بخواد تا صبح بيدار بموني ولي بدوني به جايي نمي رسي؟؟؟؟
تا حالا شده رفتنشو تماشا كني ولي دلت نخواد كه بره ؟؟؟؟؟
بعد آروم تو دلت بگي دوست دارم اما نخواي بدونه ؟؟؟؟؟؟
تا حالا شده مثل بارون گريه كني ولي اون نفهمه كه....؟؟؟
تا حالا شده...
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 12:56  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما رو به یاد داره .
عشق ساکت است اما اگر حرف بزنه از هر صدایی بلند تر است
عشق یعنی ترس و رنج از دست دادن تو
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 21:19  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
چه زيبا! گفتم دوستت دارم ! چه صادقانه پذيرفتي!
چه فريبنده ! آغوشم برايت باز شد !
چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه کودکانه ! همه چيزم شدي !
چه زود ! به خاطره يک کلمه مرا ترک کردي !
چه ناجوانمردانه ! نيازمندت شدم !
چه حقيرانه! واژه غريبه خداحافظي به من آمد!
چه بيرحمانه! من سوختم !
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ولي هنوز هم دوستت دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 21:14  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|

دوست دارم همراه نسيم بر روي جنگل پرواز كنم.
آنقدر به درختان نزديك بشم كه تماس لبان بيد مجنون بر روي گيسوانم را حس كنم.
نه....دوست دارم همراه آخرين شن به ته دريا بروم و بوسه اي از لبان دريا بر دارم...
اما نه.....!دوست دارم همراه قطرات باران بر سينه ستبر زمين بوسه بزنم..
يا گرمي لبان غنچه نشكفته شقايق را در دل يك دشت حس كنم..
.تا شايد به ياد بياورم طعم بوسه خداحافظي تو را.........!..!!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 17:5  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
تورا
شبهايي را كه خواب ميبينم دوست دارم،
روزهايي كه تورا.
خواب كه نميبينم انگار مردهام
و تورا.
تورا در شبي خواهم ديد
كه خواب نميبينم
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:33  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|

چون گرفته ترین لحظه های بارانی
دلم گرفته برایم غزل نمیخوانی؟
تو را به پاکی آیینه ها قسم ای سبز
مرا رها کن از این ورطه ی پریشانی
در این دوبارهی غم این هجوم زرد رکود
من ان شکسته ترینم مگر نمی دانی
اگر به وسعت دریا دلم جسارت داشت
اگر اسیر نبودم به دست ویرانی
ولی تمام وجودم به زرد خو کرده
ولی گرفته دلم چون هوای بارانی
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:15  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|

همیشه با تو
معنای زنده بودن من با تو بودن است.
نزدیک دور
سیر گرسنه
رها اسیر
دلتنگ شاد
آن لحظه ای که بی تو سر آید مرا مبادا ؟
مفهوم مرگ من
در راه سرافرازی تو در کنار تو
مفهوم زندگی ست.
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو همیشه با تو برای تو زیستن.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 21:56  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
گر به خاطر زيبايي ، دوست ام ميداري دوستم مدار! خورشيدرا دوست بدار با گيسوان زرينش .
اگر به خاطر جواني دوستم ميداري دوستم مدار! به بهار عشق بورز كه هر ساله جوان است.
اگر به خاطر دارايي دوستم مي داري دوستم مدار! پري دريايي را دوست بدار كه مرواريد و
ياقوت ، بسيار دارد. اگر دوستم مي داري به خاطر عشق پس هر آينه دوستم بدار! دوستم
بدار هماره من هماره عاشق ات خواهم بود
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 19:43  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
ای همه ی وجود من
نبود تو نبود من
+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 14:39  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
آواز عاشقانه ما در گلو شكست
حق با سكوت بود، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سر بسته ماند بغض گره خورده ی دلم
آن گریه ها ی عقده گشا در گلو شکست
ای داد کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ،ها های عزا در گلو شکست
آن روز های خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
"بادا" مباد گشت و "مبادا" به باد رفت
"آیا" زیاد رفت و "چرا" در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 14:10  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|
نبش قبرم مکنیدم
من هزاران کفن ام پوسیده ست
!
...........................................................................................................
من همه جسم و وجودم پوسید
........................................................................................
وای از این "دل" که هنوز هم باقیست
........................................................................................
این دل پر غصه
!
........................................................................................
"عابران "
........................................................................................
شما را به خدا
........................................................................................
این چنین زار و پریشان مکنیدم
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 22:36  توسط ...::: حسین & نسیم :::...
|